Sunday, April 1, 2007

دانشمندها آدمهای غمگینی نیستند انگار وگرنه یک کسی یادش می افتاد برای چشمهایی که تمام شب را گریه کرده اند و صبح از شدت پُف باز نمیشوند، چاره ای پیدا کند .

Saturday, March 24, 2007

سر تحویل سال فالم خوب نیامد.مدتهاست فالم خوب نمیاید...
چه بادی گرفته امشب. بیست و سه تا شمع چیده ام روی کیک. نکند باد شمع ها را خاموش کند. قبل از اینکه باد شمع ها را فوت کند خودم باید آرزوهایم یادم بیاید و فوتشان کنم...

Monday, March 12, 2007

دردهايي است كه شب ها مرا از خواب بيدار ميكند...
شب هايي است كه من به مُسكن ها اعتماد ميكنم...
من به مُسكن ها التماس ميكنم...