Monday, February 13, 2012

حالا که ابروهامو کلفت تر کردم فهمیدم ابرو بده در واقع ابرو خوبه بوده. بیچاره این همه سال چقدر سرکوب شنیده. دم نزده.

Friday, February 3, 2012

Born of Anger

یه دونه آدمک گنده - به گمونم شنی تو کلاس ورزش بود. کف زمین. بعد میشستی روشکمش و مشت می زدی تو راست و چپ کله ش. یا با زانو وامیستادی رو رو قفشه سینه ش و مشت میزدی تو کله ش. اصلا اسم هم داشت حرکت. اسمش چکشی کردن بود. دستکش مشت هم داشتی دستات درد نمی گرفت. فقط میزدی گوم. گوم. حتی میشد پاشی لگد هم حواله ش کنی.
بهش زیاد فکر میکنم.
 سر کار. 
گوم.
گوم. 
تو راه. 
گوم.
گوم.
موقع خواب.
گوم.
گوم...

Thursday, December 15, 2011

ایز ایت می آی ام لوکینگ فُر؟

دارم چت میکنم. کنده طرف. می رم چایی می ریزم بر میگردم. با دقت میخونم آخرین خط ها رو. چه قشنگ نوشته. چه حرفای خوبی. اسم فرستنده رو که میبینم! به اینا رو که خودم نوشتم. هنوز اون جواب نداده.

Thursday, December 8, 2011

Give me back my Sun

من زمستان را دوست ندارم. بدم هم میاید. برای اینکه سرد و برفی و کوفتی است. نصف سال هم طول میکشد. صبح ها هم که بیدار میشوم هنوز شب است.
دلم میخواهد همیشه تابستان باشد.
این بود انشای من

Monday, November 28, 2011

Bubble Shooter

از صبح نشسته ام توی آفیس و بابل شوتر بازی میکنم. بابل شوتر یک بازی است که گلوله های رنگی را روی هم شوت میکنی و اگراز سه تا بیشتر باشد 'گلوپ' میترکد. گلوله های سبز را خیلی دوست دارم. از همه کمتر هم گلوله های بنفش را دوست دارم. این بازی اصلا مغز نمیخواهد. من از تمام کارهایی که مغز نخواهد استقبال میکنم. البته یک نکته کنکوری دارد و آن اینکه گلوله های ردیف بالا اگر بترکد ردیف پایین هم میترکد. رکوردم هفتاد و اندی هزار است و خیلی ازاین بابت به خودم افتخار میکنم. اینکه میگوییم آدمها در خارج از صبح تا شب کار میکنند دروغ میگوییم. میخواهیم شما بترسید و نیایید و ما در خیابان خیلی ایرانی نبینیم و مجبور نشویم هی به دوستمان بگوییم هیسسسسس یارو ایرانیه.
بله.